خرید بک لینک

روز نشسته است مثل شب به کمینش
تا شنود باز هم کلام متینش

هرولهی اشک اگر که باز گذارد
شوق بروید به چشم باده نشینش

وقت خوشی بود وقت خواهش و رامش
ماه برآسود در کنار قرینش

تا که قدم می زند غمش به دل شب
خواب برآشوبد از عبور غمینش

نوبت جانبازی است و گاه تهاتر
جان بدهم در ازای حزن حزینش

دل بسپارم به سرزنش ، به تمنا
تا بگذارم قدم به حصن حصینش

#محمد_مهدی_ناصری
@naseri_2

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت توسط مهدی ناصری  | 

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1402 ساعت: 11:39

صفحه بندی